خانه‌ات را چه شد؟

من می‌توانم از خوبیهای نهفته در شما ولی نه از بدی ها سخن بگویم.
مگر بدی همان نیکی آزرده از گرسنگی و تشنگی خویش نیست؟
براستی آنگاه که نیکی گرسنه می شود به دنبال خوراک غارهای تاریک را می جوید و آنگاه که تشنه می‌شود آب تیره‌ی مرداب را هم می‌نوشد.
شما هنگامی با خود یکرنگ هستید که وجودتان خیر و خوبی است. ولی اگر شما با خود یکرنگ نباشید نمی‌توان شما را به بدی نسبت داد.
زیرا اگر در خانه‌ای دوگانگی افتد آن خانه جایگاه دزدان نمی‌شود بلکه آنجا دیگر یک خانه‌ی شکاف خورده است.
و کشتی بی سکان ممکن است بی هدف در لابلای جزیره‌ها سرگردان باشد ولی به قعر دریا فرو نمی‌رود.
وقتی که شما می‌کوشید از خودتان چیزی ببخشید خیر در شماست.
ولی آنگاه هم که سود خود می‌جویید شری در شما نیست.
زیرا زمانی که شما سود خود می‌جویید چون درختی هستید که با ریشه‌های خود به زمین چسبیده و پستانهای او را می‌مکد.
البته که میوه به ریشه نمی‌تواند بگوید چون من باش رسیده و پر آب، برکت وجودت را به دیگران عطا کن، زیرا که بخشش برای میوه نیازی است چنانچه گرفتن نیازی است برای ریشه.
وجود شما خیر است آنگاه که به هنگام سخن گفتن کاملا بیدارید
ولی وجودتان شر نیست وقتی که خود خوابید و زبانتان بی هدف از خود صداهایی در می‌آورد.
شما خیر هستید آنگاه که به سوی هدفتان با گامهای استوار پیش می‌روید
ولی اگر به سوی هدفتان افتان و خیزان هم راه بروید شر نیستید
و حتی آنان هم که می لنگند به عقب سو نمی روند
و شما که توانمند تیز پایید برابر چلاقان از راه همدردی نلنگید.
خیر و خوبی در شما به روشهای گوناگونی ظاهر می‌شود ولی آنگاه که خیر و خوبی با شما نیست معنایش این نیست که بد هستید.
شما فقط کند و تنبلید.
نیکی شما در همان شیفتگیتان برای یافتن وصول به نفس بزرگ الهی خویش نهفته است و این شیفتگی در همه‌ی شماست.
ولی در بعضی از شما این شیفتگی سیلابی است پرشتاب به سوی دریا می‌رود و با خود رازهای کوهستان و آواز جنگل را در می‌غلطاند و به پیش می‌راند.
و در برخی دیگر جوی همواری است آرام که به نرمی در پیچ و خمها گم می‌شود و به کندی به کرانه می‌رسد
ولی نگذارید آن را که بسیار می‌جوید دیگری را که اندک می‌خواهد نکوهش کند که چرا تو چنین آهسته و کم خواهی ؟
زیرا که براستی نیک است از برهنه می‌پرسد جامه ات کجاست و از بی‌خانمان پرسش نمی‌دارد که خانه‌ات را چه شد؟

/ 0 نظر / 4 بازدید